من امروز توي اين هواي ابري گرفته ،توي اين سياهي روز ،جلوي نگاه اخموي آسمون خودم حكم اخراج خودم رو صادر كردم ، خودم نشستم و خودم رو گذاشتم وسط ،خودم قاضي شدم ،خودم متهم شدم ،و خودم حكم دادم كه اخراج بشم از زندگي يك نفر ، مگه دنيا چند تا روز مونده تموم بشه ؟ ،مگه زندگي چقدر لحظه هاي خوب داره ؟كه بخام اين لحظه هاي خوب كمياب يك نفر ديگه رو نابود كنم...